احمد مختار العبادى / سيد عبدالعزيز سالم

12

تاريخ نيروى دريايى اسلام در مصر و شام (فارسى)

داشت ، رسيد ومعاويه چون وضع بد برج و باروها و ( مراكز حفاظتى ) شهرهاى ساحلى را ملاحظه كرد ، چگونگى وضع اين سواحل را طى نامه‌اى به عمربن خطاب اطّلاع داد و ساختن ناوگان دريايى را براى نبرد ، در دريا به وى پيشنهاد كرد امّا عمر پيشنهاد او را رد كرد و به وى دستور داد كه به مرمّت برج و باروها ( مراكز امنيتى ) بپردازد و نيروهاى رزمى مورد نياز را در آن جاى دهد و درمراكز ديده بانى آن نگهبان بگمارد . « 1 » و مشعل‌هايى براى آن در نظر گيرد و اجازهء نبرد دريايى را به او نداد . معاويه نيز طبق دستور عمر ، مرزهاى كشور اسلامى را محكم و استوار و آن را از نيروهاى رزمى پر كرد تا در طول فصل تابستان از آن مرزها حراست كنند و نگهبانى برج و باروها و قلعه‌ها ، را به عهده بگيرند و هر كس از مسلمانان كه در سواحل ، سكنى گزيد ، زمين كافى و پول در اختيار وى قرار داد . « 2 » بدين ترتيب سواحل شام به برج و باروهاى زنجيره‌اى و متّصل به يكديگر مبدّل گشت كه در آن ، گروه‌هاى رزمى مدافع حضور داشتند كه هر يك به گروه‌هايى تقسيم شده و هر گروهى ، از صد نفر تشكيل مىشد و اين استحكامات مجهّز به مشعل‌هايى بود كه نگهبانان و نيروهاى مدافع سواحل ، هنگام نزديك شدن كشتيهاى دشمن به ساحل ، شبانگاه آنها را بر مىافروختند . عمربن خطّاب نيز نسبت به سواحل مصر ، به ويژه مرز اسكندريه اهتمام داشت . « و هر سال گروهى جنگجو را از اهالى شهر ، براى حفاظت از اسكندريه اعزام مىكرد . » « 3 » عمروعاص لشكريان خود را به دو قسم مساوى تقسيم كرد كه بخشى از آن را با خود در « فسطاط » نگه داشت و بخشى ديگر را به دو قسم تقسيم كرد ، تعدادى را براى حفاظت از اسكندريه و بخش ديگر آن را براى حراست از ديگر سواحل مصر گماشت .

--> ( 1 ) - همان مدرك ، ص 152 . ( 2 ) - همان مدرك . ( 3 ) - ابن عبدالحكم ، فتوح مصر و المغرب و الاندلس ، پژوهش استاد عبدالعزيز عامر ، قاهره 1961 ، ص 258 و السيوطى ، حسن المحاضره فى اخبار مصر والقاهره ، ج 1 ، قاهره 1321 ه ، ص 79 و المقريزى ، كتاب المواعظ والاعتبار ، بيروت 1959 ، ج 1 ، ص 293 .